وبلاگی که در این بخش معرفی می گردد متعلق به آقای سامان حیدری است که مطالب ذیل را در آن خواهید یافت:
- لندن و موزه ها
- غارها و پناهگاه های صخره ای در ایران از دیدگاه باستان شناسی(1)
- آخرین نئاندرتال ها، از سلسله مباحث منشا انسان (2)
- منشاء انسان، مختصری در ارتباط با چگونگی پیدایش انسان (۱)
- نئاندرتال چهارانگشتی و دم دار!
- ...
برای استفاده از این وبلاگ تخصصی می توانید به نشانی http://iranparineh.persianblog.ir/ با عنوان ایران پارینه مراجعه نمائید.
NEOLITHIC AGE IN IRAN
Originally the term "Neolithic" referred to the final Stone Age before the age of metals, that is: the Chalcolithic (copper), Bronze, and Iron Ages. Today "Neolithic" usually refers to the period of the origins and early development of agricultural economies. The oldest evidence for agriculture comes from the eastern Mediterranean (Levant) where agriculture came into practice 11,000 years ago at the end of, or shortly after, the Younger Dryas cold interval during which much of the region was not inhabited (Alley). An abrupt shift to warmer climate then allowed the cereal grasses and trees to expand from the Levant, taking about 1,000 years to reach Iran (Hole, 1999). As this expansion of natural vegetation took place, agriculture spread with it. The domestication of goats and sheep, on the other hand, occurred in northern Mesopotamia and the Zagros mountains, perhaps in Kurdistan and southern Anatolia (Zeder). The combination of agriculture (wheat, barley, lentils) and the raising of livestock (goats, sheep, cattle, pigs), formed the basis of the agricultural economy that has lasted until today and spread throughout the world (Harris et al.; Nesbitt, 2002). The Neolithic began in Iran about 10,000 years before the present (B.P.) and ended about 7,500 B.P. (for a review of the Initial and Early Village Periods that comprise the Neolithic of western Iran, see Hole, 1987a; 1987b). The earliest Neolithic occurred before the use of hand-made, chaff-tempered pottery which appeared around 8,500 B.P. The Neolithic ends with the appearance of new styles of pottery, generally with designs painted...
ادامه مطلب
بهره برداري انسان ازمعادن فلزات درايران به دورانهاي پيش ازتاريخ خصوصا دوره ي مس وسنگ ميرسد پس ازان انسان استفاده ازمفرغ وآهن رافراگرفت .اين مهم ستفاده ي انسان ازمعادن ومعدن كاوي را از اثاري است كه تاكنون بدست امده است می رساند.
دراين ميان نمك نيز ازعناصري است كه انسان ان را به دو گونه خالص(خوراكي) وناخالص( صنعتي)مورد استفاده قرار ميداده است دستيابي به نمك بطور معمول از 5 منبع صورت گرفته است:
1-ذخاير لايه اي رسوبي2-آبهاي شور3-آب درياها4-ذخاير نمك سطحي5-گنبدهاي نمكي ، دراين ميان تبخيردربسياري موارد نقش اساسي راايفا ميكند.
معدن نمك چهرآباد درفاصله 70كيلومتري غرب شهرزنجانواقع شده كه درهمسايگي روستاهاي تازكند ،مهراباد،چهر آباد وحمزه لو قرار دارد ِ چهر اباد معدنی است كه ما اطلاعات ارزشمندي ازمعدن كاوي انسان درگذشته را مديون ان هستيم.
وجود رگه هاي خالص نمك دراين كوه وادامه ي ان دردل كوه موجب شده تاانسان جهت بهره برداري ازان ناگزير به جستجوي رگه هاي نمك بپردازد اين امر موجب ايجاد تونلهاي طولاني وناهمگن دردل كوه ميگرديد وريزش معدن دراين امرنيز اجتناب ناپذير است.
بدنبال بهره برداريهاي مكانيكي ازمعدن چهرآباددرسال 1372 اولين مردنمكي بصورت اتفاقي توسط معدن كاوان كشف گرديد واين آغاز مردان نمكي درعصرمابود.
"هرچه بگذرد نمكش ميزنند "اين واقعا مثلي است كه درمورد مردان نمكي كامل صدق ميكند وسالم ماندن بقاياي مردان نمكي را مديون دفن شدن انها درنمك هستيم. درپاييز سال 1383 بدنبال ادامه استخراج ازمعدن ،دومين مردنمكي وپس از مدتي كوتاه سومين مردنمكي كشف گرديد هرچندكه درزير تيغه ي بولدزر اسيب ديده بود.
مردنمكي شماره 2 مردي ميانسال باقدي درحدود 180 سانتي متر باموها وريشهاي سياه رنگ بود كه دراواخر دوره اشكاني واحتمالا بدليل ريزش معدن كشته شده بود ،مرد شماره 3 نيز مردي ميانسال باموهاي قهوه اي بود كه دردوره ی هخامنشي مدفون گشته بود ،كاوشهاي صورت گرفته درمحلهايي ازمعدن كه دردوران هخامنشي و اشكاني مورد استفاده بوده اثار فراواني ازجمله :ابزارهاي معدن كاوي ،يافته هاي گياهي ،يافته هاي جانوري، منسوجات پوستي ،چرم و.....نمايان ساخت ،درادامه ي كاوشهاچهارمين مردنمكي به صورت سالم كامل وطبيعي كشف گرديد كه باتوجه به آزمایشات كربن 14 اين مردنيز به دوره ی هخامنشي مربوط ميشد .بدنبال اغاز كاوش فصل دوم حفاري در آذرماه 1384مردنمكي پنجم درزير صخره بزرگ نمك كشف گرديد .همچنين ازمايشات كربن 14 قدمت مردان نمكي اول ودوم را به حدود اواخر دوره ي اشكاني واوايل دوره ي ساساني نشان ميدهد مردان نمكي 3 نيز بدوران هخامنشي تعلق داشتند لازم بتوضيح است تا خرداد سال 1386 اجساد 6 معدن كاو باستاني ازاين معدن بدست امده است بدنبال پژوهش هاي صورت گرفته دومين همايش مردان نمكي از 5-3 آبان ماه سال جاري درزنجان به همت پژوهشكده باستان شناسي وسازمان ميراث فرهنگي وگردشگري استان زنجان برگزار گرديد.
مطالب ارايه شده درارتباط باكاوشهاوبررسي هاي صورت گرفته وهمچنين نتايج وكاربردهاي استفاده ازعلوم مختلف ازجمله راديوگرافي ،سي تي اسكن (دوبعدي وسه بعدي )وكاربردهاي غير پزشكي اشعه ايكس از جمله مباحث اين همايش بود.
دركنار پژوهشهاي داخلي ،ازپژوهشهاي ساير كشورها درارتباط بااستفاده انسان از معادن نمك دراروپا ،معادن باستاني ،حفاظت وشرايط نگهداري پارچه ومواد آلي باستاني نيز استفاده شده بود كه ازان جمله ميتوان به نتايج كاوشهاوبررسي هاي صورت گرفته درمعدن نمك هالشتات” “HALLSHTATدراتريش ومعدن نمك دورنبرگ آلمان "DURRNBERG"اشاره كرد.
درپايان ِ مسئولين ميراث فرهنگي استان زنجان با توجه به اهميت معدن باستاني چهرآباد تقاضاي خودرا جهت بازگرداندن مردان نمكي به جايي كه تعلق دارند وتبديل اين محوطه باستاني به يك موزه را مطرح وتوقف كامل استخراج ازمعدن نمك چهرآباد را خواستار شدند (درحال حاضر استخراج ازمعدن باابزارهاي مكانيكي وديناميت انجام ميشود) .
لازم بذكراست درروز پاياني مراسم ،شركت كنندگان ازمعدن چهرآباد ومحل كشف مردان نمكي بازديد نمودند . ازجمله برنامه هاي آتي درمورد مردان نمكي ،جراحي ودستيابي به بخشهاي دروني بدن آنهاست تا بتوان يافته هاي جديدي اززندگي انها از2300سال پيش كشف كرد.
(در مطالب ذكرشده از چكيده مقالات همايش وسايت خبر گزاري ميراث فرهنگی chn.ir نيز استفاده شده است).
با سلام
از اینکه مدتی نبودم از همگی عذر می خوام و حالا که برگشتم با معرفی یک وبلاگ مفید در رابطه با باستان شناسی عصر سنگ در خدمتتون هستم این وبلاگ با عنوان باستان شناسی ایران متعلق به خانم مژگان هست و شما می تونید هم از قسمت پیوندهای وبلاگ ما وارد اون بشید و هم اینکه میتونید روی لینک باستان شناسی ایران کلیک کرده و وارد این وبلاگ بسیار خوب بشید.
توصیه می کنم حتما از این وبلاگ بازدید کنید.
مطالعه ی منشاء تولید سفال با استفاده از روش آنالیز پیکسی
روشهای آزمایشگاهی تعیین منشاء سفال را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد که هر کدام جنبه های متفاوتی از سفال را مورد توجه قرار می دهند. این دو روش عبارت است از :
-
کانی شناسی که در آن ساختار بلوری سفال را معمولا با پراش اشعه ی X بررسی می کنند.
-
آنالیز عنصری که در این روش توجه اصلی معطوف به ترکیب عنصری سفال است و غلظت هر عنصر صرف نظر از اینکه چه ترکیبی در سفال وجود دارد اندازه گیری می شود.
تعیین منشاء سفال با استفاده از آنالیز عنصری بر اساس این فرض اولیه و اساسی استوار است که هر منبع مواد اولیه ( خاک رس ) دارای عناصر شیمیایی با غلظت منحصر به خود است و غلظت این عناصر تا حد قابل قبولی در کل آن منبع یکسان است. مجموعه ی گسترده ای از روشها برای آنالیز عنصری مواد وجود دارد که روش پیکسی یکی از متداولترین این روشها است.
پیکسی یا " گسیل پرتو X در اثر تابش پروتون " روش توانمندی برای آنالیز بس عنصری و غیر تخریبی نمونه های مختلف است که در سال 1970 کشف شد. در این روش آنالیز، نمونه ی مورد بررسی تحت تابش پروتون قرار می گیرد. در اثر برخورد پروتون با الکترون های اتم های هدف پرتو X مشخصه گسیل می شود که انرژی پرتو X ، نوع عنصر حاضر در نمونه را مشخص کرده و تعداد پرتوهای X با انرژی معین، غلظت عناصر در نمونه را مشخص می کند.
آنالیز پیکسی با دقت و حساسیت زیاد عناصر تشکیل دهنده ی نمونه با عدد اتمی بزرگتر از 12 را مشخص می کند.
بدین ترتیب می توان دریافت در صورتیکه مجموعه ی مشخصی از مکانهای معلوم را با استفاده از این روش شناسائی کنیم می توانیم از آن برای تعیین منشاء سفال های مجهول و نا مشخص استفاده نمائیم.
مطلب فوق به همراه تحقیقی پیرامون مطالعه ی منشاء سفالینه های زرین فام ایرانی با استفاده از روش آنالیز پیکسی( از آقای پروفسور لامعی رشتی و آقای داود آقا علی گل از آزمایشگاه واندوگراف سازمان انرژی اتمی ایران که این مقاله را در کنفرانس فیزیک ایران سال 85 ارائه کرده اند )، توسط خانم ن.بهرامیان در اختیار وبلاگ قرار گرفته که بخشی از آن ضمن ابراز تشکر صمیمانه از ایشان درج گردید.
Kerkenes Dag
The Kerkenes Dag is a low granitic mountain in central Turkey (map). It has been identified with the sacred Hittite Mount Daha. The city is the largest pre-Hellenistic site known on the Anatolian Plateau, covering 2.5 square kilometres, enclosed by 7 km of strong defensive wall which can be seen from space (image).
It is now thought that the city was probably founded towards the middle of the seventh century BC, it is highly probable that it was the place that Herodotus called Pteria. If this identification is correct it would have fallen under the hegemony of the Medes by 585 BC... read more.
کرکنس داغ :
مقدمه
کرکنس داغ یک کوه گرانیتی کم ارتفاع در مرکز ترکیه است که سابقا تحت عنوان معبد مقدس Mount Daha( کوهستان مقدس هیتیت ها ) شناسائی شده بود. این شهر یک سایت بسیار بزرگ و معروف پیش از دوره ی یونانی مآبی Pre-Hellenistic در فلات آناتولی است که وسعتی بالغ بر 2.5 کیلومتر مربع را در گرفته و به وسیله ی دیوار دفاعی 7 کیلومتری که از آسمان قابل رویت است در میان گرفته شده است.
اکنون تصور بر آن است که این شهر محتملا در میانه های قرن هفتم پ.م بنا نهاده شده باشد و احتمال زیادی هست که این همان مکانی باشد که هرودوتوس آنرا پتریا Pteria می نامد. اگر این بازشناسی صحیح باشد این شهر می بایست در استیلای مادها در 585 پ.م سقوط کرده باشد. طبق روایات پتریا در 547 پ.م توسط کروزوس Croesus پادشاه لیدیه و حاکم سارد به آتش کشیده شده و ساکنینش به بندگی گرفته شدند و چون بعدها به صورت پراکنده مسکون بوده بخش عظیمی از دوره ی کوتاه زندگی آن، امروزه به آرامی پدیدار می گردد.( تجدید نظر و به روز رسانی در June 2003 )
جهت مشاهده ی ادامه ی مطالب بر روی لینک زیر کلیک نمائید.
ادامه مطلب
چنانچه از دانشجویان مقطع کارشناسی رشته ی باستان شناسی هستید و یا از رشته ای غیر مرتبط قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاههای دولتی را دارید، نیاز مند حصول اطلاع در باره ی منابع مورد نیاز جهت شرکت در آزمون خواهید بود. به همین منظور ما طی این مطلب شما را با عناوین کتب مورد نیاز، نام نویسنده و انتشارات مربوطه تا حد امکان آشنا خواهیم کرد.
جهت مشاهده ی عناوین، روی ادامه ی مطلب کلیک نمائید.
ادامه مطلب
The rock relief discovered in the village of Shamarq, Baghlan
Background
In the winter of 2003 SPACH funded an expedition led by Dr. Jonathan Lee, specialist in Afghan history, to a village on the outskirts of Pul-i-Khumri in order to determine the exact location of a relief sculpture reportedly in the area. Dr Lee had seen photos of the relief prior to this. They were delivered to him by a BBC reporter in London who had been directed to it by Ministry of Information and Culture officials in Baghlan Province earlier that year. Dr. Lee immediately recognized that if the reports of the location of the relief were accurate, it would certainly be of great significance for the history and archaeology of Afghanistan... read more
نقش برجسته ی مکشوفه از روستای شمرق Shamarq ایالت بغلان Baghlan
سابقه:
در زمستان سال 2003 با پشتیبانی انجمن ( گروه ) حامی میراث فرهنگی افغانستان Spach هیاتی به سرپرستی دکتر جاناتان لی Dr. Jonathan Lee ، متخصص در تاریخ افغانستان، به دهکده ای در حومه ی پل خمری Pul-i-Khumri ( واقع در ایالت بغلان افغانستان )، جهت تعیین دقیق محل حجاری هایی که طبق شایعات در آن ناحیه واقع بود اعزام شد، دکتر لی پیش از آن عکسهایی از این نقش برجسته را دیده بود. آنها توسط یک گزارشگر شبکه ی BBC در لندن که به وسیله ی مقامات رسمی وزارت فرهنگ و اطلاعات در ایالت بغلان راهنمایی شده بود به دکتر لی تحویل داده شده بودند.
دکتر لی بی درنگ تشخیص داد که اگر گزارشها از موقعیت آن نقش برجسته به درستی ارائه شده باشند موضوع حتما میبایست برای تاریخ و باستان شناسی افغانستان بسیار پر اهمیت باشد.
دکتر لی در امتداد یک راه خاکی دست انداز راهی دهکده ی شمرق Shamarq تقریبا در فاصله ی 45 دقیقه ای پل خمری ( مرکز ایالت بغلان Baghlan ) شد. پل خمری تقریبا در فاصله ای مساوی مابین محل حجاری و پرستشگاه بزرگ کوشان Kushan که توسط کانیشکا Kanishka در سرخ کتل بنا شده است واقع شده.
حجاری مذکور در فاصله ی چند دقیقه ای از دهکده و بر روی اولین ردیف از سه تراس طبیعی که ساختاری سنگی دارند قرار گرفته است.
دکتر لی که در مسیر در ارتفاع چند صد پائی بالای کوه های پوشیده از برف و در امتداد یک مسیر یخی نامطمئن که گهگاه به سختی یک پا عرض داشت به وسیله ی روستائیان محلی راهنما یی می شد در امتداد مسیر در محل حجاری ها نقش برجسته ی با شکوه سنگی، منحصر به فرد در تاریخ و باستان شناسی افغانستان را در ابعاد شش متر در چهار متر ارتفاع مشاهده کرد.
این نقش برجسته در بین روستائیان مشهور به رگ بی بی (Rag-i Bibi (The Vein of Lady Fatima و بخشی از یک طرز فکر مذهبی بوده است.
پس از تخریب مجسمه ی بودا Bamiyan Buddhas در بامیان این حجاری تنها گونه ی مشهور از نوع پیکر تراشی است که در افغانستان سر پا است و حقیقتا، کم مایه ی تحیر نیست که این اثر برای دنیای بیرون از شمرق پس قرون بسیار ناشناخته باقی مانده است.
بافت ( ترکیب ) صحنه:
این نقش برجسته ی سنگی یک صحنه ی شکار را نمایش میدهد که همانند با نمونه های معروف دیگر از ایران دوره ی ساسانی ( 633-224 .م ) است که در حال نمایش پیروزی ها در لشکرکشی ها است.صحنه دارای یک شخصیت مرکزی، به فراخور بزرگ، بر پشت اسب است، با همراهی دست کم سه نفر که در یک بزم شکار حضور دارند و شاید یک نفر دیگر هم با توجه به بازوی جلو آمده از صحنه در سمت چپ وجود داشته که اکنون تخریب شده است.
چنین بنظر میرسد که حجاری در روزگاران گذشته در اثر زمین لرزه یا مداخله ی انسانی و یا تر کیبی از هر دو خسارت دیده باشد.
متاسفانه قسمت عمده ی سر اسب، پای راست جلوئی و نیم تنه ی پیکره ی سوار کار از بین رفته ( مفقود شده ) است. سر اسب دیگری از پشت اولی آشکار است، اگر چه، فقط آثار روشنی از طرح کلی نیم تنه و سر از جائیکه پیکره از سنگ بیرون آمده باقیمانده است.
پاهای سوارکار ( سوارکار اصلی صحنه ) در سبک زین یکبری ( زین زنانه، هر دو پا در یک سوی زین ) به اسب پیوسته است، پاها با وجود آنیه در هم شکسته اند هنوز نمایان هستند.
طرح کلی موی سر، نزد سوارکار در نوعی سبک شاهانه ی ایرانی، وزنه ی سنگینی در بازشناسی آن به عنوان یک شاه ساسانی است.
در زیر سمهای اسب، حیوانی قرار دارد که به واسطه ی بزم شکار کشته شده بوده، در نگاه اول بنظر میرسد که آن حیوان یک اژدها یا یک حیوان افسانه ای دیگر باشد که با نوعی برآشفتگی ( حالت غضب ) در سمت راست دهان تقویت شده بطوریکه شما آنرا با دهانی پر از دندانهای تهدید کننده می بینید. اما، یک بخش مسطح روی پوزه ی جانور که یک سوراخ پهن در بالا و باریک در پایین به آن پیوسته است و اشاره بر آن دارد که سابقا شاخی به آن پیوسته بوده است، در واقع سوراخهای مشابه بسیاری در بخش های مختلف نقش برجسته یافت می شود که اشاره بر آن دارند که اینطور تزئینات در محصول نهایی و برای فائق آمدن به کمبودها یا محدودیت ها در موادی که می بایست با آن کار می کردند بکار گرفته می شده است، در گوشهای این حیوان نیز همچنین سبک مشابهی می بایست بکار رفته باشد.
تمام بافت نقش برجسته اندود شده و به عمد نقاشی شده بود، بطوریکه در پرداخت نهایی تکه دوزی ها از سنگ غیر قابل تشخیص باشند.
با تصور ( شامل بودن ) یک شاخ، آن حیوان را می توان آشکارا به عنوان یک کرگدن شناسایی کرد. کرگدن، البته، یک چنین دندان های بزرگ و نوک تیزی ندارد، اما اینها می تواند توسط حجار و برای ایجاد یک اثر مهیج اضافه شده باشد، بطوریکه در یک سبک مشابه، یک زبان بیرون آمده از سمت راست دهان حیوان اشاره به مرده بودن آن دارد. بالای این حیوان، قسمت بالا سمت راست صحنه از دید بیننده، نوع مشابهی از جانور در حال گریختن است که فلس ها یا زرهی فلس دار پوشیده شده است، این نمونه در تناسب با پیکر کرگدن دیگر مشابه است اگر چه سر و پای راست جلوی آن از بیت رفته است.
قسمت فوقانی صحنه در اصل به وسیله ی موتیف های معماری حاشیه کاری شده بوده و بخش های کوچکی از آن هنوز دست نخورده در گوشه های سمت چپ و سمت راست بالا موجود است اما بخش میانی آن کاملا تخریب شده.
نیز، نشان رنگ اصلی و اندود در گوشه ی سمت چپ بالا در زیر یک موتیف دستار یا تاج وابسته به حاشیه کاری فوقانی ( موتیف معماری ) هنوز قابل مشاهده است.
حجاری دارای یک ترکیب نادر ( غریب ) محلی و عناصر ایرانی است و چگونگی فاش شدن آن موضوع ( آنچنانکه بیشتر پژوهشها در سرتاسر دنیا عهده ار آن است )در باره ی ارتباط این نقش برجسته با جاه طلبی و ادعای شاهان ساسانی شاپور I & II به توسعه و بسط نفوذشان در افغانستان در طی قرون سوم و چهارم میلادی بسیار جالب توجه خواهد بود.مجید.ض
جهت مشاهده ی تصاویر کافیست کلیک نمائید این تصاویر برگرفته از سایت اینترنتی frantz.grenet.free.fr می باشد.
منبع: این مطلب برگرفته از سایت اینترنتی spach.info می باشد.لطفا منتظر ادامه ی مطلب و تصاویر بیشتر از این نقش برجسته باشید.
بيانيۀ شماره ) 1 (اتحاديه انجمنهای علمی دانشجویان باستانشناسی سراسر
کشور درباره وضع بحرانی میراث فرهنگی ایران
همميهنان ارجمند، خوانندگان گرامي، مدیران و مسئولان كشوري!
آگاهيد كه در این روزها و سالها، میراث و تاریخ و فرهنگ ایرانی از همه سو مورد بیمهری قرار گرفته است. میراث معنوی ما به لطف کاهلی، بی دانشی و بی بهره بودن مدیران ما از آگاهی و معرفت تاریخی در گذشته و حال یکی از پی دیگری به نام و کام دیگران ثبت شده و می شود. ما به عنوان فرزندان این سرزمین با توجه به وظيفه دانشجويي خود و رشته و تخصصمان لازم دانستیم تا گوشه اي ازدغدغههای خود را با ملت ایران، مسوولان و مدیران کشور در میان گذاریم.
1. اکنون روند غارت، ویرانسازی و جعل میراث فرهنگی اين مرز و بوم -در كنار دستبرد به تاريخ و دستاوردهاي معنوي نیاکان ما- صورت دیگری به خود گرفته و پر شتابتر از گذشته پیش میرود. از یک سو، نابود شدن و در خطر قرار گرفتن محوطهها و مجموعههای ثبت شده در ميراث جهاني، محوطه هاي پيش از تاريخ، محوطه هاي تاريخي، محوطه هاي اسلامي، بافت هاي تاريخي شهرها و حراج ميراث فرهنگي ايران را هر روز در خبرها مي شنويم، و از دیگر سو بیتوجهی به میراث معنوی (همچون عدم توفیق در برگزاری سال مولانا عارف بزرگ پارسی گوی ايرانی، و ثبت میراث معنوی برجای مانده از او به نام ایران و نیز کوتاهی در ثبت ”نوروز“ و ”تعزیه“ به نام ایران در فهرست میراث معنوی جهان) همچنین تهاجم برنامهریزی شده به ریشههای تاریخ ایران چه در سطح جهانی و چه متاسفانه در درون کشور از جمله مصادیق تخریب و جعل تاریخ و ناتوانی ما در دفاع از ميراث مادي و معنویمان است.
تمام این موارد و نبودِ برنامهها یا طرحهایی که بتواند با ایرانستیزیِ برنامهریزی شدۀ این سالها مقابله نماید، اعتماد ما را به مدیریت فرهنگی کشور روز به روز کمتر میکند. متاسفانه هر روز برگی بر برگهای تخريب ميراث ما -چه با غارت غيرقانوني آن، چه با تخريب قانوني آن در لفافۀ عمران و چه با جعل آن توسط برخی عناصر خودفروخته- افزوده ميشود. در این روزها نیز اقدام برای آبگيري و راهاندازي سدی به نام ”سیوند“ در منطقهای تاریخی به نام تنگ بُلاغی به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل شده است.
2. عدم هماهنگي وزارتخانه ها و دستگاه ها اجرايي كشور با سازمان ميراث فرهنگي، آسیبهای هولناکی را به تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی ما وارد آورده و خواهد آورد. به عنوان نمونه هم اکنون وزارت نیرو برنامۀ احداث نزدیک به 400 سد را در نقاط گوناگون ایران در دست دارد که در حال طراحی، ساخت و آبگیری اند. بينديشيم آيا با وضع موجود تمام اين نقاط مورد بررسي باستان شناسانه قرار گرفته اند؟ آيا مسوولين باستان شناس ما از اجراي طرح هاي مختلف وزارت راه با خبر بوده اند و يا از طرح هاي جديد مطلع مي شوند. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستانشناسی و میراث فرهنگی این سرزمین اعلام می کنیم برنامه های عمرانی به شكلي كه هم اكنون در كشور اجرا مي شود، لطمات جبران ناپذیری به میراث فرهنگی ما وارد آورده است.
3. یکی از مهمترین موضوعاتی که در این روزها دوستداران میراث فرهنگی را نگران ساخته موضوع آبگیری سد سیوند است. مسوولان وزارت نیرو به گواه مصاحبههای متعدد خود آبگیری سد سیوند را مشروط به ارایه نظر باستانشناسان کرده اند و اکنون با موافقت «سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري»، سد سيوند واقع در شمال شهر شيراز در منطقۀ تنگِ بُلاغي -ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت- افتتاح شده است. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستان شناسی این مرز و بوم اعلام می کنیم، به خلاف مسوولیتهای سنگین که در ماههای اخیر به شانه باستانشناسی کشور نهاده شد، مطالعات تنگ بلاغی منحصر به فعالیتهای باستانشناسی نمیتواند باشد. هر چند باستان شناسان که در نجات بخشی آثار تنگ بلاغی بودند، به بهترین شکلی وظایف شان را به انجام رسانده اند. اما متاسفانه هنوز سندی مبنی بر انجام مطالعات حفاظتی، زمینشناسی، ژئومورفولوژی، مردمشناسی، مطالعات اجتماعی، اقتصادی و بویژه زیست محیطی در اختیار متخصصان و پژوهشگران قرار نگرفته است. دستور آبگیری سد سیوند در حالی صادر شده است که «پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی» هیچ مطالعه ای درباب تبعات منفی آبگیری این سد بر مجموعه آثار پاسارگاد انجام نداده و سکوت غیرمسوولانه ای در پیش گرفته است. آيا طرح این موضوع که در صورت بروز آسیبهای رطوبتی بر مجموعه آثار پاسارگاد، دریاچه سد سیوند خشکانده می شود، پاسخ قابل قبولي است؟
تاکنون ادلۀ چندی از سوی پژوهشگران در باب نادرست بودن آبگیری سد سیوند بیان شده است: مواردی همچون رطوبت و تهدید پاسارگاد، بحث منابع طبیعی بلاغی، مباحث زمین شناسی اما با توجه به فعاليت هاي جديد باستان شناسانه صورت گرفته ، تنگ بلاغی جزئی از یک مجموعه بزرگ هخامنشی است. کاوشهای اخیر باستان شناسی منجر به کشف کاخی هخامنشی (مربوط به دوره داریوش اول) شده است. بررسیهای اخیر باستان شناسی نیز حاکی از آن است که سد سیوند بر روی یک «بند» دوره هخامنشی احداث شده است. این یافته ها نشان می دهند که تنگ بلاغی زنجیرۀ ناگسستنیِ دو مجموعۀ جهانی تخت جمشید و پاسارگاد است. تنگ بلاغی همچنین شاهراه باستانی دو مرکز عمدۀ دوره هخامنشی یعنی پاسارگاد و تختجمشید است. مدفون کردن اين محوطه در زیر خروارها آب و رسوب در واقع وارد آوردن آسیب جدی به «منظر فرهنگی» آن دو مجموعۀ جهانی است. متاسفانه مسوولان وزارت نیرو بدون آنکه منتظر انتشار نتایج پژوهشها باشند، بلافاصله شروع به آبگیری این سد نموده اند. در اولویت نخست باید به مسالۀ «حریم منظری» و «منظر فرهنگی» تنگ بلاغی اندیشید، و بعد درباره آسیبهای رطوبتیِ مجموعه آثار پاسارگاد -که البته بسیار هم مهم و جدی است- بحث کرد. مسوولان وزارت نیرو بر این امر که کاخ هخامنشی تنگ بُلاغی در 100 متری دریاچه سد قرار دارد و زیر آب نمی رود، اصرار می کنند. اما آیا سازندگان این اثر تنها تا صد متری آن رفت و آمد داشته اند؟ تنگ بُلاغی میراثی پایانناپذیر است، اما کارکرد سد سیوند بیش از چهل سال نمیتواند باشد. سازمان میراث فرهنگی می تواند از تنگ بلاغی به عنوان نقطه درخشان کارنامه خود سود جوید و این منطقه مهم تاریخی، زیبا و خوش آب و هوا را به یکی از مهمترین محوطه های گردشگری ایران مبدل کند. یافته شدن آثاری از هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح، وجود یک روستای هخامنشی، فرضیۀ «شکارگاه» و «پردیس» بودن تنگ بلاغی، یافته شدن چند ساختار مهم معماری از دوره هخامنشی، یافته شدن سازههای متعددی از تولید نوعی اشربه و موارد ديگر بر غنای مدارک باستان شناسی این منطقه تاکید می نماید. می توان با مطالعه گسترده تر و با بازسازی برخی از آنها، علاوه بر تكميل مطالعات باستان شناسي در فرصت مناسب، رونق گردشگری این منطقه را تضمین کرد. در مقام کارشناسان و دانشجویان باستانشناسی و میراث فرهنگی این سرزمین، آبگیری سد سیوند را کاری غیرکارشناسی می دانیم که با منافع ملی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ما در تضاد است.
در سالی که ضربات سنگینی بر ضد فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی ما وارد شده و مسوولان کشور نیز اعتراض و نگرانی خود را اعلام داشته اند، در سالی که مقام معظم رهبری، آن را «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام دادهاند، نابود کردن بخش مهمی از تاریخ و میراث فرهنگی این مرز و بوم گناهی نابخشودنی و ناشی از بیخبري از تاریخ ملتی بزرگ است. سیوند هنوز یک سد است تا فرصت هست از تبدیل آن به لکۀ ننگی در تاریخ مان جلوگیری کنیم.
منبع: این مطلب برگرفته از وبلاگ انجمن علمی باستان شناسی دانشگاه شهر کرد است که با کسب اجازه از مدیریت محترم آن وبلاگ در اختیار دوستان قرار گرفته است.مجید.ض
Italian Archaeological Mission in Old Nisa
The Nisa Expeditions
نسا ( Nisa ) :
قدیمی ترین محل سکونت پارت ها ( اشکانیان ) که تا کنون یافت شده در شهر نسا یا پارتا نیسا که فاصله ی چندانی با اشکاباد امروزی ( پایتخت ترکمنستان ) ندارد قرار گرفته است. ( هرمان، جورجینا؛ تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان، ص 34 ).
کاوشها در این محوطه توسط روسها و به سرپرستی مارشچنکو در 1930 آغاز شده و بعدها توسط پروفسور ماسون با همراهی هیات ترکمنستانی پیگیری شد، بر اساس این کاوشها شهر را متشکل از دو قسمت دانسته اند که قسمت شمالی آن را به عنوان بخش مسکونی شهر با نام نسای نو و قسمت جنوبی را به نام نسای کهنه نامگذاری کرده اند.
شهر سفلی ( نسای کهنه ) محصور و ارگی ( دژی محصور ) است که بیرون حصار شهر و روی تپه ای کوچک بنا شده، این ارگ ( دژ ) طبق لوحی گلی که در آن پیدا شده مهرداد کرت نام داشته و توسط مهرداد اول ساخته شده است. دیوارهای ستبر استحکامات بین 20 تا 25 متر ارتفاع و پنج متر ضخامت داشته و با استفاده از گل ساخته شده بوده که نمای آن را آجر می پوشانده. روسها در داخل ارگ تعداد ی بنا از جمله یک کاخ، بنایی موسوم به " خانه ی مربع " و تعدادی معبد ( ازجمله معبد دایره ) کشف کردند. اتاق اصلی کاخ تالار ستونداری به مساحت تقریبی 20 متر مربع است که سقف آن با استفاده از تیر های چوبی بزرگ روی چهار ستون بزرگ چهارترک که در واقع اتاق را به سه راهرو تقسیم کرده بود ایجاد شده بود ... ( همان؛ ص 35 ).
حفاری های نسا
پس از این مقـدمه ی کـوتاه خلاصـه ی گـزارشـهای هفـت فـصل حـفاری هـیات ایتالـیایی دانشـگاه توریـن را به صـورت ترجـمه شـده از سـایت اینـترنتی www.parthia.com طی یک سری مطالب دنباله دار برای شما ارائه خواهیم کرد.
مقدمه ی کاوشهای هیات ایتالیایی:
اولین ماموریت دانشگاه تورین ایتالیا در محوطه ی باستانی نسا ( در تلفظ فارسی با فتح نون صحیح است ) به سال 1990 صورت گرفت که هدف این ماموریت ( و ماموریت های های بعدی ) تهیه ی یک نقشه ی جامع موضع نگاری ( topographical ) از نسای کهنه به منظور آگاهی یافتن از رابطه ی میان هر یک از بناهای واقع در درون استحکامات بخش جنوبی محوطه ی باستانی نسا بوده است.
هیات ایتالیایی در سال 1996 جهت بررسی نتایج حفریات هیات روسی اقدام به حفاری در تالار دایره شکل نموده، و در حفریات خود یک چهره ی سفالین از سر مهرداد اول یا دوم را بدست آورد، این سردیس که اکنون در موزه ی تاریخ اشکاباد ( ashkabad ) در معرض نمایش قرار دارد در اواخر سال 2000 میلادی توسط پرفسور آنتونیو اینورنیزی (Antonio Invernizzi ) از دانشگاه تورین (University of Turin ) انتشار یافت. بنابراین از سال 1990 تا 1999 هدف هیات ایتالیایی معطوف به تهیه ی یک نقشه ی کلی از نسا و کار بر روی تالار دایره شکل بود. نتایج آن حفریات در نشریه ی Mesopotamia انتشار یافته است. کاوشهای نسا که بوسیله ی گروه هایی از ملیت های بسیار انجام شد نتایج مهمی از نظر یافته های باستان شناسی داشت که به دانسته های ما از اشکانیان افزود.
Mesopotamia : عنوان نشریه ای علمی است که توسط دانشگاه تورین منتشر شده و حاوی مقالات ارزشمندی در رابطه با دوره ی اشکانی است.مجید.ض
منتظر ادامه ی این مطلب باشید.
به اطلاع دوستان وهمراهان همیشگی وبلاگ می رسونم که از امروز دو لینک جدید به بخش آرشیو موضوعی اضافه شده و تعداد پست های صفحه نخست نیز به پانزده پست تغییر کرده، بنابراین شما از این پس می توانید مطالب گذشته رو در لینک های آرشیو موضوعی پیدا کنید، این دو لینک جدید عبارتند از: راهنمای وبلاگ که منعکس کننده ی موضوعات داخل اعضای گروه و راهنمائیهای لازم است و محوطه های باستانی و سایت های اینترنتی که مربوط به معرفی سایت های معتبر اینترنتی در زمینه ی باستان شناسی فرهنگ های غیر ایرانی است.
نکته:
منظور از تغییر پست ها به پانزده پست در صفحه ی نخست این است که با اضافه شدن هر متن جدید به وبلاگ، مطلب ( پست ) موجود در انتهای صفحه ی وبلاگ از صفحه ی نخست حذف و به داخل آرشیو موضوعی مربوطه منتقل شده و از آن پس در میان مطالب آرشیو شده قابل پیگیری است.
آفات و حشرات موزه ای ( بخش سوم )
در آخرین بخش ارائه شده ی مطلب حاضر اندکی با خانواده ی بیدها آشنا شدید و حال خواهیم کوشید تا در حد امکان شما را با مهمترین اعضای این خانواده، چرخه ی زندگی، نوع تغذیه، و آسیبها و تهدیدات هر یک از آنها آشنا کنیم.
بید بادام ( Almond Moth )
این بید با نام علمی ( Ephestia Cautella ) شباهت زیادی به یک نسخه ی کدر و تیره از بید آرد ذرت ( Indian Meal Moth ) یا بید آرد مدیترانه ای ( Mediterranean Flour Moth ) دارد اندازه ی بالی در حدود 14_20 mm داشته و بیشتر مایل به تغذیه بر روی غذاهای خشک و موادی مانند آجیل، بذر ها و دانه ها از همه ی انواع آن و همچنین خشکبار است. ( تصویر شماره ی 1 )
چرخه ی زندگی: در این گونه، بید ماده حدود 14 تخم را در درون یا پیرامون منابع غذائی بالقوه می گذارد و لاروها پس از گذشت 4_8 روز از تخم خارج می شوند. دوره ی نوزادی وابسته به شرایط محیطی حدود 64 روز به طول می انجامد و چرخه ی کامل زندگی این بید در 82 روز اتفاق می افتد.
تله گذاری و جایابی تله: نوع نر بید بادام به شدت نسبت به طعمه های دارای فرومون ( pheromone : ماده ی شیمیائی حاصل از بدن موجود زنده که در میان حشرات موجب جذب جنس مخالف می شود ) واکنش نشان داده و جذب آن می شود، در حال حاضر طعمه های آماده ای از این نوع را به سهولت می توان در بازارهای جهانی یافت، این نوع از طعمه ها را می بایست در امتداد دیوارها یا جائی روی طاقچه ها آویزان و یا در داخل کشو های نگهداری مواد نصب و از آنها استفاده نمود.
نکته:
ذکر این نکته لازم است که این تله های آماده خود دارای انواعی هستند بطوریکه برخی از آنها به صورت طعمه های خوراکی، برخی به شکل طعمه های چسبناک و برخی به صورت طعمه های تماسی و یا انواع روشهای دیگر عمل می کنند، این شیوه ی مقابله با حشرات موزه ای در مقایسه با روش هائی که در گذشته و حتی شاید امروزه به شکل گرد پاشی و بخاردهی به وسیله ی انواع سموم و آفت کشها انجام می شده و به احتمال فراوان هنوز هم مورد استفاده ی ما می باشند محاسن فراوانی دارد که شاید بتوان از آن جمله سهولت در استفاده، کنترلی بودن این نوع از تله ها، بی خطر بودن آن برای کاربران و در مهمترین حسن، عدم تاثیر سوء بر روی مواد موزه ای را نام برده و از آن یاد کرد، فراموش نکنیم در زمینه ی استفاده از سموم در هر صورت ما مجبور به بهره گیری از مواد شیمیائی هستیم که خود در طولانی مدت علاوه بر مقاومت پذیری از سوی حشرات می توانند موجب تغییرات و آسیبهائی در ظاهر و یا بافت اشیاء موزه ای شوند، و البته کتمان پذیر نیست که در موارد استثنائی که موزه ها با هجوم گسترده ی آفاتی از این دست روبرو هستند شاید بهترین را حل، استفاده از همان شیوه های گذشته باشد.(تصاویر شماره ی 2 & 3 )

بید غله ی Angoumois ( Angoumois Grain Moth )
این بید همه گیر با نام علمی ( Sitotroga Cerealella ) اولین بار به عنوان خورنده ی مغز دانه ها در استان آنگومویس فرانسه شناسایی شده و نامش بر گرفته از آن میباشد،این بید بسیار متفاوت از دیگر انواع بیدهای وابسته به غذاهای انبار شده است چراکه اقدام به خوردن مغز دانه ها از داخل دانه می نماید،نوزاذ این بید سوراخی درون دانه سفته و ورودی آن را با نوعی تار ابریشمی محکم می بندد، لبه ی باله های نوع بالغ این بید دارای ظاهری پرزدار است که از مشخصه های این گونه به شمار می آید.( تصاویر شماره ی 4 & 5 )
تصویر شماره ی 4
تغذیه:نوزاداین بید دانه های مرطوب را ترجیح داده و از مغز جو، چاودار ( گندم سیاه )، ذرت، جو دوسر ( جو صحرائی )، گندم، برنج و بذر حبوبات سالم تغذیه می کند.
چرخه ی زندگی: نوع ماده ی این بید بین 40_300 تخم را درون و یا پیرامون دانه ها و حبوبات سالم می گذارد، نکته جالب اینجاست که این بید قادر است تا در درجات نسبتا پائین دما فعال باقی بماند.
تله گذاری و جایابی تله: نوع نر این بید به شدت مجذوب طعمه ها ی فرومون دار می شود، این طعمه ها را می توان در امتداد دیوارها و روی طاقچه های محل ذخیره ی منابع غذائی آویزان و یا درون کشوهای نگهداری مواد نصب و از آنها استفاده کرد.مجید.ض
این مطلب ادامه دارد.
First Toolmakers
مطالعه تکامل تدریجی تکنولوژی بشر نقش مهمی در بازسازی زندگی بشر اولیه ایفا میکند. مشهورترین ابزارهای سنگی اولیه به عنوان الدوان تشریح می شوند .این نام برگرفته از جرج الداوی است . ابزارهای الدوان انهایی هستند که توسط تکنیک تراشه کردن ساده تولید می شدند.از یک سنگ صاف گرد شده استفاده می شد به عنوان چکش جهت جدا کردن تراشه های لبه دار تیز از سایر پاره سنگها و سنگریزه ها که معمولا از جنس کوارتز و یا بازالت بودند.
انسانهابا کمک این ابزارها می توانستند برای پاره کردن لاشه های حیوانی و جدا کردن گوشت از استخوان .شواهدی از یکی از محلها در افریقای شرقی خبر می دهد که ابزارهای سنگی از نوع الدوان به خوبی ساخته شده بودند در حدود3/2 میلیون سال قبل.
در حال حاضر مطلعیم که ابزارهای اولیه شامل ساطورهای ساده تراشه ها و ابزارهای برنده هستند که از محلهایی در زهکشی های گونا در منطقه هادار در اتیوپی با قدمت حدود6/2 _ 2/5 میلیون سال یافت شدند. همچنین از هادار یک استخوان ارواره از فسیل بشر اولیه که تاریخ گذاری ان به حدود 3/2 میلیون سال قبل باز میگردد بدست امد. این ارواره در ارتباط با مجموعه کوچکی از بازالت و چرت(نوعی سنگ) و مصنوعات دستی که پیوند میدهددانسته های اولیه ما را میان ابزارهای سنگی و انسانهای اولیه. ادامه دارد...
منبع : the atlas of world archaeology
The Parthian Empire
The Parthian Empire is a fascinating period of Persian history closely connected to
امپراطوری اشکانی :
امپراطوری اشکانی یکی از جذاب ترین دوره های تاریخی ایران ،تقریبا در مجاورت یونان و روم بوده است،که از 247 پ.م تا 228 .م در ایران باستان حکمرانی می کردند،اشکانیان با مغلوب ساختن جانشینان اسکندر،سلوکیان،خاور میانه و جنوب غرب آسیا را فتح کرده ، بر جاده ی ابریشم تسلط یافتند و ابر قدرتی شرقی را بنیان نهادند.
امـپراطـوری اشـکانی عظـمت امـپراطوری هـخامنشی را احـیا و با قـدرت روم در غرب برابری کرد. اشکانیان در زمان اوج قدرت خود سرزمین هایی شامل کشورهای کنونی ایران، عراق،ترکیه، ارمنستان، گرجسـتان ، آذربایجان ، ترکمنستان ، افغانسـتان ، تاجیکسـتان ، پاکسـتان، سـوریه،لبنان،اردن،فلسطین،وفلسطین اشغالی را تحت تسلط داشتند.
در این نوشتار خواهیم کوشید تا با استفاده از منابع بر گرفته از سایت اینترنتیParthia.com شما را تا حد امکان با فعالیتهای باستان شناسی اشکانی آشنا کنیم و به همین منظور مطالبی اگرچه محدود ولی مفید را پیرامون کاوشهای باستان شناسی شهر اشکانی نَسا ((Nisa که روزگاری به عنوان پایتخت اشکانیان شهری آباد بوده و اکنون در مجاورت اشکاباد پایتخت ترکمنستان کنونی قرار دارد برای شما ترجمه و همراه با تصاویری از سایت یاد شده ی فوق به شما عرضه خواهیم کرد.مجید.ض





